با تو بودن خیلی وقته که گذشته بی تو بودن مثه مهر سرنوشته دیگه اسم تو رو هی زمزمه کردن واسه من نه تو میشه نه فرقی داره بارونه از سر شب همش میباره تو گوشم داد میزنه همش میناله دل هیشکی مثه من غربت اینجا رو نداره زندگی ارزش این ریختن اشکها رو نداره
دلم برات تنگه ... وقتی که بارون میاد و من بدون چتر ... تنها ... تنها و آرام ...
صبور و بردبار... خودم رو دست ابرای سیاه میدم... تا بر من ببارند... شاید کمی از درد فقدان تو رو از عمق دل و جون من بشورن و ببرن... اما ... اما میدونی که
راستی عزیزم حرفای دیگرون برای من هم مهم نیست برای تو هم مهم نباشه . روزی که ما به هم برسیم به همه اونا ثابت میشه که ما خوشبخترین دختر و پسر دنیا هستیم . پس بذار ثابت کنیم .